تبليغاتX
حیرت نامه - طوفان دیگری در راه است...
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387
طوفان دیگری در راه است...

به نظر من، خدا بعضی از کفتراشو که خیلی دوست داره، بهشون رخصت می­ده که یه چند صباحی برن و سر و گوشی بجنبونن، چهارتا دون از زباله­ دون بخورن، صابون یه صیادی به تنشون بخوره، سنگ بچه­هایی زخمی­شون بکنه، سوز سرمایی تنشونو بلرزونه و بی­پناهی و آوارگی دلشونو بسوزونه، که با پوست و رگ و پی­شون بفهمن که بیرون هیچ خبری نیست.

اینا وقتی برمی­گردن، دیگه به هیچ قیمتی از بغل خدا جم نمی­خورن. اونایی که نرفتن، ممکنه گاهی حواسشون پرت بیرون بشه؛ ولی اینایی که گشت­هاشونو بیرون زدن و اومدن، شیش دنگ حواسشون به خونه و صاحب­خونه است.

بعضی از اینا به خاطر خجالت و حسرتی که از عمر تلف شده می­کشن، همچین چهار نعل می­تازونن که هیچ­ کی به گردشون نمی­رسه![1]



[1] بخشی از آخرین رمان "سید مهدی شجاعی" و چون دقیقا حرف دل من هم بود، عینا نقل کردم.

از: مهدی هـ در 8 AM | | لینک به این مطلب