اين روزها و اين هفتهها و اين ماهها، نه اين سالها سخن از توليد علم بسيار شنيدهايم و فقط شنيدهايم! سخن از سند چشمانداز 20 ساله توسعه و افق طلايي 1404 و نهضت تولید علم و جنبش نرمافزاري و ... بر سر بسیاری از زبانها جاری شده است و فقط بر سر زبانها جاري شده است!
تركيب تولید علم كه حالت مضاف و مضاف اليه دارد، ميتواند به معنای تبدیل مجهول به معلوم باشد. امّا باید توجه داشت كه مراد از علم در اینجا واحد علمی نیست. مانند آنچه در معادلات ریاضی وجود دارد. در فرآیند تولید علم و نظريه پردازي، موضوع، واحدهاي علمي يا تك گزارههاي علمي نيست؛ بلكه منظور، يك شاخه علمي جديد است.… وقتی ميگوييم تولید علم مراد چنين توليداتي است، مثل توليد «اصول فقه» كه علماي شريعت، آن را براي فهم بهتر مراد شارع تأسيس کردند.
« نرم افزار» در مقابل «سخت افزار» است. در تمدنها يك «نظام مفاهيم» داريم كه به دنبال اين نظام مفاهيم، ساختارهاي اجتماع شكل ميگيرد و بعد هم يك سلسله محصولات مصرفي است كه همه اينها به نظر ما سخت افزار ميباشند.
بنابراين آنچه در مظاهر تمدني بشر ميبينيد همه آنها سخت افزار هستند حتي ساختارهاي اجتماعي سختافزاري هستند، صنعت و محصولات صنعتي و رهآوردهايي كه در زندگي بشر داشتهاند همه جزو امور سخت افزاري قرار مي گيرند.
« نرمافزارها» نظام مفاهيمي هستند كه پيشتوانه توليد اين سختافزارها ميباشند كه خود اينها طبقات مختلفي دارند. مفاهيم بنيادي مثل فلسفه متدها و روشها و منطقها و نظام منطقها و ايدئولوژيها و يا خود متدهاي تحقيق و بعد مفاهيم تخصصي كه توليد ميشوند و بر مبناي اين مفاهيم تخصصي، مفاهيم اجتماعي توليد مي شوند، اينها جزو نرمافزارها هستند.[1]
گذشته از اين تعريفها، كه در كنگرهها ارائه ميشود و فقط در كنگرهها ارائه ميشود، آنچه دغدغه جوان مسلمان متعهد تحصيلكرده وطنپرست ايراني است، عملي نشدن اين سخنان زيباست و نديدن رنگي از بوميسازي علم و مسائل مشابه در دانشگاههاست و اينكه دوستان باهوش و استعدادهاي درخشان كه ساليان متمادي در اين مرز و بوم دود شمع خوردهاند و درس خواندهاند و بودجه مملكت را مصرف كردهاند، حال به اين در و آن در ميزنند كه بروند در بلاد كفر(!) به ادامه تحصيلات عاليه بپردازند و دردناكتر آنكه پسران در اين مسير، چنان خسته و فرسوده ميشوند كه ديگر هيچ علاقهاي به بازگشت به سرزمين مادري ندارند، تا آن موقعی كه از خدمت مقدس سربازی معاف گردند؛ چرا كه هر چه بیشتر ميكاوند، بیشتر ميفهمند كه علت تمام اين درد و سرها چيزي جز خدمت مقدس اختیاری(!) سربازی نیست و بارها در مناجاتهاي شبانهشان از خدا شکوه ميكنند كه اي كاش از جمعیت نسوان ميبودند!
حال عزیزان مسئول ميتوانند به اين پدیده فرار مغزها يا مهاجرت نخبگان يا نشت نشا يا هر اسم ديگري بگذارند. اما پديدهايست كه وجود دارد و با سختتر کردن قوانين، جز نتيجه معكوس چيزي عايد نخواهد شد. پس راه حل مناسب سازماندهي و جهتدهي اين حركت در جهت منافع ملي است. بدين ترتيب كه با تسهيل قوانين، جوانان نخبه را به بازگشت به کشور علاقمند و اميدوار سازيم.
[1]- معادلات کاربردی تولید علم، حسین علي احمدی، کنگره تولید علم، بهار 84.

