تبليغاتX
حیرت نامه
پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386
شناخت

عمل یا عکس العمل اختیاری انسان در مقابل هر چیزی، در گرو این است که اولا آن چیز را بشناسد و ثانیا نسبت به آن چیز، حالت رغبت یا نفرتی داشته باشد، هرچند این رغبت یا نفرت بسیار کم باشد. از این‌رو هر چه این شناخت و رغبت و نفرت بیشتر باشد، عمل و عکس العمل شدیدتری را در پی خواهد داشت. بنابراین، سعی و تلاش انسان، با شناخت وی ارتباط مستقیم و تنگاتنگی دارد. البته باید توجه داشت که کسب شناخت، به تناسب شی یا فردی که می‌خواهیم آن را بشناسیم، طرق خاص خود را دارد و انسان باید از همان طریق خاص، در صدد کسب شناخت برآید.

نکته‌ای که در این میان حائز اهمیت است، این است که اگر انسان، در کسب شناخت برنیاید و شناخت را محور و ملاک انجام یا ترک کارهایش قرار ندهد، هوای نفس میدان دار شده و ملاک رغبت و نفرت و ملاک حق و باطل خواهد شد؛ گاهی به حق رغبت دارد؛ به خاطر هوی و هوس و گاهی از باطل نفرت دارد؛ به خاطر هوی و هوس و برعکس.

چه بسیار که انسان به خانه‌ای وارد شود، ولی به سبب عدم شناخت یا قلت شناخت، احترام صاحب‌خانه را رعایت نکند و یا به حرمی وارد شود و احترام صاحب حرم را.

هر چند که عوامل دیگری نیز می‌تواند در این امر دخیل باشد، مثلا آیا اگر انسان شناخت درستی نسبت به باری‌تعالی می‌داشت، در محضر او گناه می‌کرد؟! اگر انسان نسبت به پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه علیهم السلام شناخت درست و کافی می‌داشت،...؟!

اگر انسان می‌دانست و درک می‌کرد که خداوند به خاطر آن‌ها باران را می باراند و قطرات آن را روزی می‌گرداند، به خاطر آنها هم و غم را از ما دور می‌کند، به خاطر آنها ما را از دل خارج می‌کند، به خاطر آن‌ها به ما رزق می‌دهد، به خاطر آنها از زمین، گیاه می‌رویاند، به خاطر آن‌ها درختان، میوه می‌دهند، به خاطر آن‌ها غم و اندوه از ما برطرف می شود، به خاطر آن‌ها آسمان بر روی زمین افراشته شده و به زمین نمی‌افتد و به خاطر آن‌ها انسان از آتش و هلاکت ابدی نجات می‌یابد، آیا باز هم نسبت به ائمه علیم السلام اینگونه می‌بود؟!

اگر انسان می‌دانست و درک می‌کرد که به برکت ظهور ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و دست کشیدن ایشان بر سر خلایق، عقول کامل شده و به سبب آن، خیر و ایمان و عدل و رافت و رحمت و فهم و عفت و دوستی و صبر و غنی و مواسات و وفا و حب و صدق و امانت و اخلاص و انصاف و حیا و برکت و سعادت و ... دامن‌گیر این عالم می‌شود، آیا باز هم نسبت به ائمه علیم السلام و بالخصوص ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف این‌گونه می‌بود؟! حاشا و کلا.

 اما این انسان به جای اینکه غلام حلقه به‌گوش مولا باشد، صرفا انتظار برآوردن حاجت خود را از آنها دارد. گویی...! آیا این خود، علامت درست و رسایی نیست که انسان به خاطر سستی و مسامحه در طلب شناخت، هوی و هوس را میدان دار کشور خود کرده است؟!

از: مهدی هـ در 8 AM | | لینک به این مطلب