خدایا، من از زمانی که شنیدهام محبوبمان ناشناس در میانمان میگردد و در همین فضا تنفس میکند و وقتی ظهور میکند همگان میگویند که ما پیش از این او را دیدهایم، به همگان سلام میکنم، شاید لااقل پاسخی هرچند به ناشناس از او بشنوم!
ای خدا، تا کی ما ناشناس بمانیم و او ناشناخته بماند!
ای خدا، بر من خیلی سخت است که همگان را ببینم و او را نبینم!
ای خدا، بر من خیلی دشوار است که سخن همگان را بشنوم و هیچ سخنی از او نشنوم!
ای خدا، ...
وقتى كه انسان فرضا به مقاصد دنيوى خود برسد، استفاده او از اين چيزها چند وقت است؟ قواى جوانى تا چند وقت برقرار است؟ وقتى بهار عمر رو به خزان گذاشت، نشاط از دل و قوه از اعضا مىرود، ذائقه از كار مىافتد، طعمها درست ادراك نمىشود، چشم و گوش و قوه لمس و قواى ديگر بيكاره مىشوند، لذات بهكلى ناقص يا نابود مىشود، امراض مختلفه هجوم مىآورد، جهاز هضم و جذب و دفع و جهاز تنفس نمىتواند كار خود را انجام دهد [كه در اينصورت] جز آه سرد و دل پر درد و حسرت و ندامت چيزى براى انسان باقى نمىماند. پس مدت استفاده انسان از اين قواى جسمانى، بعد از تميز و فهم خوب و بد تا زمان از كارافتادن قوا يا ناقصشدن آنها، بيش از سى چهل سال براى مردم قوىالبنيه و صحيح و سالم نيست، آن هم در صورتى كه به امراض و گرفتاريهاى ديگر، كه همه روزه مىبينيم و غافل هستيم برنخورد.
من عجالتا براى جنابعالى در عالم خيال فرض مىكنم كه صد و پنجاه سال عمر كنيد و تمام بساط شهوت و غضب و شيطنت فراهم باشد و فرضا هيچ ناملايمى هم براى شما پيشامد نكند و هيچ چيز بر خلاف مقصد شما نشود، از اين مدت كم كه مثل باد مىگذرد، عاقبت شما چيست؟ چه ذخيرهاى از اين لذات براى زندگى هميشگى خود كرديد؟ براى روز بيچارگى و روز فقر و تنهايى خود، براى برزخ و قيامت خود، براى ملاقات ملائكه خدا و اولياى خدا و انبياى او جز يك اعمال قبيحه منكره كه صورت آنها را در برزخ و قيامت به شما تحويل مىدهند، چه ذخيره كرديد؟
اگر برهان حكما را نديدى يا كشف اهل رياضت را باور ندارى، تو كه بحمدالله مؤمنى، انبيا صلوات الله عليهم را صادق مىدانى، تو كه اخبار وارده در كتب معتبره ما را كه همه علماى اماميه قبول دارند، درست مىدانى، تو كه ادعيه و مناجات وارده از ائمه معصومينعليهم السلام را صحيح مىدانى، تو كه مولاى متقيان، اميرالمؤمنين عليهالسلام را ديدى، تو كه مناجات سيدالساجدينعليه السلام را در دعاى ابوحمزه ديدى، قدرى در مضمون آنها تامل كن، قدرى در فقرات آنها تامل نما. لازم نيست يك دعاى طولانى را يك دفعه با عجله و شتاب بخوانى و در معانيش تفكر نكنى. بنده و شما حال سيد سجاد عليهالسلام را نداريم كه آن دعاى مفصل را با حال بخوانيم. شبى يك ربع آن را، يك ثلث آن را با حال بخوان و تفكر كن در فقراتش، شايد صاحب حال شوى. از همه گذشته، قدرى تفكر در قرآن كن و ببين كه خدا چه عذابى را وعده كرده كه اهل جهنم از مالك مىخواهند كه آنها را بكشد! هيهات كه مرگى در كار نيست. تدبر كن در آيه شريفه قرآن، بىتامل و تدبر از آن مگذر؛ «يوم ترونها تذهل كل مرضعت عما ارضعت و تضع كل ذات حمل حملها و ترى الناس سكارى و ما هم بسكارى و لكن عذاب الله شديد». روزى كه فراموش مىكند هر شيردهى از آنچه شير مىدهد و مىاندازد هر آبستنى بچه خود را و مىبينى مردم را مست، با اينكه آنها مست نيستند و لكن عذاب خدا سخت است.
درست تفكر كن عزيزم، قرآن نعوذبالله كتاب قصه نيست، با شما شوخى نمىكند. اين چه عذابى است كه عزيزها را از ياد مىبرد، حامله را بىبار مىكند؟! اين چه عذابى است كه خداى تبارك و تعالى از آن، توصيف به «شدت» و «عظمت» مىكند؟!
من براى تو، ترجمه يك حديث شريف از شيخ جليلالقدر، صدوق طايفه را نقل مىكنم كه بدانى مطلب چيست و مصيبت چقدر است، با اينكه اين حديث راجع به جهنم اعمال است كه سردتر از همه جهنمها است. حاصل ترجمه حديث شريف اين است كه روزى رسول خدا(ص) نشسته بود كه جبرئيل به خدمتش آمد، در حالى كه افسرده و محزون بود و رنگش متغير. پيغمبر(ص) فرمود: «اى جبرئيل! چرا تو را افسرده و محزون مىبينم؟» گفت: «اى محمد(ص)، چرا چنين نباشيم، در صورتى كه امروز دمهاى جهنم گذاشته شد.» پيغمبر خدا(ص) فرمود: «چه چيز است دمهاى جهنم؟» عرض كرد: «همانا خداى تعالى امر فرمود به آتش، برافروخته شد هزار سال تا سرخ شد. بعد از آن امر فرمود به آن كه هزار سال افروخته شد تا سفيد شد. پس از آن امر فرمود به آن، افروخته شد هزار سال تا سياه شد و آن سياه و تاريك است. پس اگر يك حلقه از زنجيرى كه بلندى آن هفتاد ذراع است، بر دنيا گذاشته شود، هر آينه دنيا از حرارت آب مىشود و اگر قطرهاى از زقوم و ضريع آن در آبهاى اهل دنيا بچكد، همه از گند آن مىميرند.» پس رسول خدا(ص) گريه كرد و جبرئيل گريان شد. پس خداى تعالى فرشتهاى را به سوى آنها فرستاد و عرض كرد: «خداى شما به شما سلام مىرساند و مىفرمايد كه من ايمن كردم شما دو تن را از اينكه گناهى كنيد كه عذاب كنم شما را به واسطه آن.»
اى عزيز! امثال اين حديث شريف بسيار است و وجود جهنم و عذاب اليم آن از ضروريات جميع اديان و واضحات برهان است و اصحاب مكاشفه و ارباب قلوب در همين عالم، نمونه آن را ديدهاند. درست تصور و تدبر كن در مضمون اين حديث كمرشكن، آيا اگر احتمال صحت هم بدهى، نبايد مثل ديوانهها سر به بيابان بگذارى؟! چه شده كه ما اينقدر در خواب غفلت و جهالتيم؟ آيا ملكى مثل رسول الله(ص) و جبرئيل بر ما نازل شده و ما را از عذاب خدا ايمن كرده با اينكه رسول خدا(ص) و اولياى او تا آخر عمر هم از خوف خدا قرار نداشتند و خواب و خوراك نداشتند. علىبنالحسينعليه السلام، امام معصوم، گريهها و زاريهايش و مناجات و عجز و نالههايش دل را پاره پاره مىكند. ما را چه شده كه هيچ حيا نكرده و در محضر ربوبيت، اينقدر هتك حرمات و نواميس الهى را مىكنيم؟! اى واى بر ما و بر غفلت ما! اى واى بر ما و بر شدت سكرات موت ما! اى واى بر حال ما در برزخ و سختيهاى آن و در قيامت و ظلمتهاى آن! اى واى بر حال ما در جهنم و عذاب و عقاب آن![1]
[1]- چهل حديث، امام خمینی، صص 20 تا 24
