تبليغاتX
حیرت نامه
پنجشنبه سیزدهم مهر 1385
شاید این جمعه بیاید، شاید ...

خدایا، من از زمانی که شنیده‌ام محبوبمان ناشناس در میانمان می‌گردد و در همین فضا تنفس می‌کند و وقتی ظهور می‌کند همگان می‌گویند که ما پیش از این او را دیده‌ایم، به همگان سلام می‌کنم، شاید لااقل پاسخی هرچند به ناشناس از او بشنوم!

ای خدا، تا کی ما ناشناس بمانیم و او ناشناخته بماند!

ای خدا، بر من خیلی سخت است که همگان را ببینم و او را نبینم!

ای خدا، بر من خیلی دشوار است که سخن همگان را بشنوم و هیچ سخنی از او نشنوم!

ای خدا، ...

از: مهدی هـ در 8 PM | | لینک به این مطلب
دوشنبه دهم مهر 1385
درنگ

 وقتى كه انسان فرضا به مقاصد دنيوى خود برسد، استفاده او از اين چيزها چند وقت است؟ قواى جوانى تا چند وقت برقرار است؟ وقتى بهار عمر رو به خزان گذاشت، نشاط از دل و قوه از اعضا مى‏رود، ذائقه از كار مى‏افتد، طعم‌ها درست ادراك نمى‏شود، چشم و گوش و قوه لمس و قواى ديگر بيكاره مى‏شوند، لذات به‏كلى ناقص يا نابود مى‏شود، امراض مختلفه هجوم مى‏آورد، جهاز هضم و جذب و دفع و جهاز تنفس نمى‏تواند كار خود را انجام دهد [كه در اين‏صورت] جز آه سرد و دل پر درد و حسرت و ندامت چيزى براى انسان باقى نمى‏ماند. پس مدت استفاده انسان از اين قواى جسمانى، بعد از تميز و فهم خوب و بد تا زمان از كارافتادن قوا يا ناقص‏شدن آنها، بيش از سى چهل سال براى مردم قوى‏البنيه و صحيح و سالم نيست، آن هم در صورتى كه به امراض و گرفتاري‌هاى ديگر، كه همه روزه مى‏بينيم و غافل هستيم برنخورد.

 من عجالتا براى جنابعالى در عالم خيال فرض مى‏كنم كه صد و پنجاه سال عمر كنيد و تمام بساط شهوت و غضب و شيطنت فراهم باشد و فرضا هيچ ناملايمى هم براى شما پيشامد نكند و هيچ چيز بر خلاف مقصد شما نشود، از اين مدت كم كه مثل باد مى‏گذرد، عاقبت شما چيست؟ چه ذخيره‏اى از اين لذات براى زندگى هميشگى خود كرديد؟ براى روز بيچارگى و روز فقر و تنهايى خود، براى برزخ و قيامت خود، براى ملاقات ملائكه خدا و اولياى خدا و انبياى او جز يك اعمال قبيحه منكره كه صورت آنها را در برزخ و قيامت به شما تحويل مى‏دهند، چه ذخيره كرديد؟

 اگر برهان حكما را نديدى يا كشف اهل رياضت را باور ندارى، تو كه بحمدالله مؤمنى، انبيا صلوات الله عليهم را صادق مى‏دانى، تو كه اخبار وارده در كتب معتبره ما را كه همه علماى اماميه قبول دارند، درست مى‏دانى، تو كه ادعيه و مناجات وارده از ائمه معصومين‏عليهم السلام را صحيح مى‏دانى، تو كه مولاى متقيان، اميرالمؤمنين‏ عليه‌السلام را ديدى، تو كه مناجات سيدالساجدين‏عليه السلام را در دعاى ابوحمزه ديدى، قدرى در مضمون آنها تامل كن، قدرى در فقرات آنها تامل نما. لازم نيست يك دعاى طولانى را يك دفعه با عجله و شتاب بخوانى و در معانيش تفكر نكنى. بنده و شما حال سيد سجاد عليه‌السلام را نداريم كه آن دعاى مفصل را با حال بخوانيم. شبى يك ربع آن را، يك ثلث آن را با حال بخوان و تفكر كن در فقراتش، شايد صاحب حال شوى. از همه گذشته، قدرى تفكر در قرآن كن و ببين كه خدا چه عذابى را وعده كرده كه اهل جهنم از مالك مى‏خواهند كه آنها را بكشد! هيهات كه مرگى در كار نيست. تدبر كن در آيه شريفه قرآن، بى‏تامل و تدبر از آن مگذر؛ «يوم ترونها تذهل كل مرضعت عما ارضعت و تضع كل ذات حمل حملها و ترى الناس سكارى و ما هم بسكارى و لكن عذاب الله شديد». روزى كه فراموش مى‏كند هر شيردهى از آنچه شير مى‏دهد و مى‏اندازد هر آبستنى بچه خود را و مى‏بينى مردم را مست، با اينكه آنها مست نيستند و لكن عذاب خدا سخت است.

 درست تفكر كن عزيزم، قرآن نعوذبالله كتاب قصه نيست، با شما شوخى نمى‏كند. اين چه عذابى است كه عزيزها را از ياد مى‏برد، حامله را بى‏بار مى‏كند؟! اين چه عذابى است كه خداى تبارك و تعالى از آن، توصيف به «شدت» و «عظمت» مى‏كند؟!

 من براى تو، ترجمه يك حديث شريف از شيخ جليل‏القدر، صدوق طايفه را نقل مى‏كنم كه بدانى مطلب چيست و مصيبت چقدر است، با اينكه اين حديث راجع به جهنم اعمال است كه سردتر از همه جهنم‏ها است. حاصل ترجمه حديث شريف اين است كه روزى رسول خدا(ص) نشسته بود كه جبرئيل به خدمتش آمد، در حالى كه افسرده و محزون بود و رنگش متغير. پيغمبر(ص) فرمود: «اى جبرئيل! چرا تو را افسرده و محزون مى‏بينم؟» گفت: «اى محمد(ص)، چرا چنين نباشيم، در صورتى كه امروز دم‌هاى جهنم گذاشته شد.» پيغمبر خدا(ص) فرمود: «چه چيز است دم‌هاى جهنم؟» عرض كرد: «همانا خداى تعالى امر فرمود به آتش، برافروخته شد هزار سال تا سرخ شد. بعد از آن امر فرمود به آن كه هزار سال افروخته شد تا سفيد شد. پس از آن امر فرمود به آن، افروخته شد هزار سال تا سياه شد و آن سياه و تاريك است. پس اگر يك حلقه از زنجيرى كه بلندى آن هفتاد ذراع است، بر دنيا گذاشته شود، هر آينه دنيا از حرارت آب مى‏شود و اگر قطره‏اى از زقوم و ضريع آن در آبهاى اهل دنيا بچكد، همه از گند آن مى‏ميرند.» پس رسول خدا(ص) گريه كرد و جبرئيل گريان شد. پس خداى تعالى فرشته‏اى را به سوى آنها فرستاد و عرض كرد: «خداى شما به شما سلام مى‏رساند و مى‏فرمايد كه من ايمن كردم شما دو تن را از اينكه گناهى كنيد كه عذاب كنم شما را به واسطه آن.»

 اى عزيز! امثال اين حديث شريف بسيار است و وجود جهنم و عذاب اليم آن از ضروريات جميع اديان و واضحات برهان است و اصحاب مكاشفه و ارباب قلوب در همين عالم، نمونه آن را ديده‏اند. درست تصور و تدبر كن در مضمون اين حديث كمرشكن، آيا اگر احتمال صحت هم بدهى، نبايد مثل ديوانه‏ها سر به بيابان بگذارى؟! چه شده كه ما اين‏قدر در خواب غفلت و جهالتيم؟ آيا ملكى مثل رسول الله(ص) و جبرئيل بر ما نازل شده و ما را از عذاب خدا ايمن كرده با اينكه رسول خدا(ص) و اولياى او تا آخر عمر هم از خوف خدا قرار نداشتند و خواب و خوراك نداشتند. على‏بن‏الحسين‏عليه السلام، امام معصوم، گريه‏ها و زاريهايش و مناجات و عجز و ناله‏هايش دل را پاره پاره مى‏كند. ما را چه شده كه هيچ حيا نكرده و در محضر ربوبيت، اين‏قدر هتك حرمات و نواميس الهى را مى‏كنيم؟! اى واى بر ما و بر غفلت ما! اى واى بر ما و بر شدت سكرات موت ما! اى واى بر حال ما در برزخ و سختيهاى آن و در قيامت و ظلمت‌هاى آن! اى واى بر حال ما در جهنم و عذاب و عقاب آن![1] 


[1]- چهل حديث، امام خمینی، صص 20 تا 24

از: مهدی هـ در 8 AM | | لینک به این مطلب