تبليغاتX
حیرت نامه
جمعه سی و یکم شهریور 1385
ماه رمضان

 

شمارش معکوس آغاز شده است. زمان، خستگی ‌ناپذیر، سریع اما یکنواخت به راهش ادامه می ‌دهد و شعبان جایش را به رمضان می ‌دهد. در خبر است که در جمعه آخر ماه شعبان، شخصی به محضر امام رضا (ع) می ‌رود. حضرت می ‌فرماید: اکثر ماه شعبان رفت و این جمعه آخر است. پس تقصیرهایی را که در ایام گذشته این ماه کرده‌ای تلافی کن. بسیار دعا و استغفار و توبه بکن، تا اینکه خود را برای خدا خالص کرده باشی و به ماه رمضان وارد شوی.

شیخ صدوق به سند معتبرازجناب نبوی (ص) روایت کرده که می‌ فرمود: "ماه رمضان، ماهی است که نزد خدا بهترین ماه‌ها است. نفس‌های شما در آن ثواب تسبیح دارد و خواب شما ثواب عبادت دارد عمل‌های شما در آن مقبول است و دعاهای شما در آن مستجاب است. دست‌های خود را به دعا در هنگام نماز بلند کنید؛ زیرا که وقت نمازها بهترین ساعت‌ها است و حق تعالی در این اوقات به رحمت به بندگان خود نظر می‌کند و هرگاه او را مناجات کنند، پاسخ‌شان می ‌گوید و دعایشان را مستجاب می ‌کند. حق تعالی به عزت و جلال خود سوگند خورده است که نمازگزاران و سجده ‌کنندگان در این ماه را عذاب نمی ‌کند و از آتش جهنم در روز قیامت نمی ‌ترساند. هر کس در این ماه نماز واجبی را ادا کند، خدا به او ثواب هفتاد نماز واجب که در ماه‌های دیگر خوانده است عطا می ‌کند. و هر کس در این ماه یک آیه از قرآن بخواند، ثواب کسی را دارد که در ماه‌های دیگر ختم قرآن کرده باشد. درهای بهشت و آسمان در این ماه گشوده می‌ شود، پس از خدا بخواهید که بر روی شما نبندد. درهای جهنم در این ماه بسته می ‌شود، پس از پروردگار بخواهید که بر روی شما نگشاید. شیاطین را در این ماه در غل و زنجیر کرده‌اند، پس از خدا بخواهید که آن‌ها را بر شما مسلط نکند..."

و روزه گرفتن فقط به خودداری از خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها نیست، بلکه خودداری از همه چیزهایی که خدا حرام کرده‌ است. پیامبر (ص) می‌ فرمود: "چه کم‌اند روزه ‌داران و چه بسیارند گرسنگی ‌کشندگان." امیرالمومنین (ع) نیز می ‌فرمود: "چه بسیار روزه‌ داری که از روزه به جز گرسنگی و تشنگی بهره‌ای نمی ‌برد و چه بسیار عبادت کننده‌ای که از عبادت به جز رنج و سختی بهره‌ای نمی ‌برد. ای خوشا خواب زیرکان که بهتر از بیداری و عبادت احمقان است، و خوشا افطار زیرکان که بهتر از روزه ‌داشتن بی ‌خردان است."

از: مهدی هـ در 8 AM | | لینک به این مطلب
چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385
دولت مهدی

نیمه‌شعبان امسال هم گذشت. به خیابان‌ها ریختیم و شادی کردیم و حتی با شیرینی و شربت از یکدیگر خواستیم که برای تعجیل در فرجش دعا کنیم، و از خدا خواستیم که این آخرین نیمه‌شعبانی باشد که بدون حضورش به جشن میلادش می‌رویم!

اما نمی‌دانم چقدر به ظهورش فکر کرده‌اید؟ نمی‌دانم چقدر به دولت کریمه مهدی (ع) اندیشیده‌اید؟ نمی‌دانم چند رمضان، دعای افتتاح خوانده‌اید و دعا کرده‌اید که: "اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلَامَ وَ أَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَه.‏" نمی‌دانم فکر می‌کنید طاقت دولتش را دارید؟ نمی‌دانم فکر می‌کنید طاقت آن همه عدالت را دارید؟ من که فکر نمی‌کنم تاب بیاوریم. ما به ظلم عادت کرده‌ایم. سیاهی بخشی از وجودمان شده است. به‌ یک‌باره تاب آن‌همه سفیدی را نخواهیم آورد. حتی من می‌ترسم جلویش قد علم کنیم و بگوییم: تو اشتباه می‌کنی! ما آن‌قدر از زمان پیامبر و دین او فاصله گرفته‌ایم، که می‌ترسم دین مهدی را دین جدیدی بپنداریم و از قبولش سر باز زنیم.

من هرگز فکر نمی‌کنم که اگر در کوفه بودم، دولت علی (ع) را تحمل می‌کردم. من هرگز فکر نمی‌کنم که اگر به جای عقیل بودم، چنان خواهشی از برادرم نداشتم. من هرگز فکر نمی‌کنم که اگر به جای طلحه و زبیر بودم، جنگ جمل را به راه نمی‌انداختم. من هرگز فکر نمی‌کنم که هیچ‌گاه جزء خوارج نخواهم بود. من هرگز فکر نمی‌کنم که اگر در کربلا بودم، به سپاه باطل نمی‌پیوستم. من هرگز فکر نمی‌کنم که اگر در زمان حسین (ع) بودم، وعده‌های یزید دلم را نمی‌لرزاند. من هرگز فکر نمی‌کنم که اگر در زمان صادق (ع) بودم، چون غلامش مطیع او بودم و اگر می‌گفت: "وارد تنور شو!"، داخل می‌شدم... و اینک من هرگز فکر نمی‌کنم که اگر مهدی فاطمه (ع) ظهور کند، دولتش را تحمل کنم.

پس بیایید اول برای خوب شدن خودمان دعا کنیم. دعا کنیم برای داشتن ظرفیت ظهورش. دعا کنیم برای فاصله نگرفتن از دین حقیقی. دعا کنیم برای...

 

از: مهدی هـ در 8 AM | | لینک به این مطلب
سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385
نامه‌ای به خدا

 یک روز کارمند پستی که به نامه‌هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می‌کرد متوجه نامه‌ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه‌ای به خدا !

با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند. در نامه این‌طور نوشته شده بود:

خدای عزیزم، بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی‌ام با حقوق ناچیز بازنشستگی می‌گذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد هزار تومان در آن بود، دزدید. این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می‌کردم. جمعه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده‌ام. اما بدون آن پول چیزی نمی‌توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم. تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی؛ به من کمک کن.

کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد. نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند هزار تومانی روی میز گذاشتند. در پایان 96 هزار تومان جمع شد و برای پیرزن فرستادند. همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند، خوشحال بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت. تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود: نامه‌ای به خدا !

همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود:

خدای عزیزم. چگونه می‌توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی البته چهار هزار تومان آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته‌اند!

از: مهدی هـ در 8 AM | | لینک به این مطلب
یکشنبه نوزدهم شهریور 1385
مشهد الرضا

سه‌شنبه، ساعت 4 بعد از ظهر ترمینال کاوه اصفهان: بالاخره سه اتوبوس هم‌سفر دانشجویان و دانش‌آموزان مجمع شهید اژه‌ای با 1 ساعت تاخیر (که در ایران جزء ثابت خاطرات هر سفری است!) به راه می‌افتد، از راه جندق به سمت مشهد، مشهد الرضا؛ مشهدی که با نام رضا (ع) پیوند خورده است.

 

 

لرزش‌های اتوبوس مانع تمرکز حواسم نمی‌شود. یادم می‌آید دیشب که آمدن من هم قطعی شد چقدر خوشحال شدم. می‌خواستم خودم را برای این سفر آماده کنم، ولی نمی‌دانستم باید از کجا شروع کنم؟ یک‌دست لباس، حوله، شارژر موبایل، ... . اما من به کجا می‌روم؟! مشهد الرضا. من از مشهد و رضا (ع) چه می‌دانم؟! این‌که فقط می‌دانم می‌خواهم به زیارت امام هشتم بروم کافی است؟! نه، این‌بار می‌خواهم بیشتر بدانم. یک‌راست به سراغ مفاتیح‌الجنان می‌روم و باب فضیلت زیارت امام رضا. ده حدیث معتبر همگی با مضمون ثواب بسیار برای زائر امام رضا و تقدس زمین توس. و آخری بیش‌تر از همه توجهم را جلب می‌کند: فضیلت انتخاب زیارت امام رضا بر زیارت امام حسین. غرق در حیرت و سرور می‌شوم... و ناگهان دستی بر شانه چپم که مرا به خود می‌آورد: "دوست عزیز پیاده نمی‌شی، اتوبوس برای نماز و شام نگه‌داشته!"

چهار‌شنبه، ساعت 5 بعد از ظهر حسینیه‌ای در مشهد(اقامتگاه‌مان): ساعت 11صبح به مقصد رسیدیم. نمازی و ناهاری و استراحتی و حالا حرکت به سمت حرم مطهر. هتل‌های بزرگ خیابان امام رضا توجه هر عابر تازه واردی را به خود جلب می‌کند. و آستان قدس رضوی هم‌چنان در حال توسعه.  بر تابلویی در کنار باب الرضا نوشته است: به همراه داشتن دوربین ممنوع! به همراه داشتن ساک و هرگونه مواد منفجره ممنوع! به همراه داشتن موبایل آزاد! و به محض ورود به حرم، شگفت‌انگیزترین موضوع برای من که بعد از دو سال آمده‌ام، همین است.  دوربین‌های با‌فلش و بی‌فلش تلفن‌های همراه که مرتب خاموش و روشن می‌شوند؛ و خادمینی که دیگر از پس‌شان برنمی‌آیند؛ و مردمی که وقتی عکس می‌گیرند و هیچ‌کس جلوی آن‌ها را نمی‌گیرد، چه خوشحالند، و با حرص و ولع بیشتری دوباره عکس می‌گیرند و یادشان می‌رود اینجا کجاست و آن‌ها برای چه آمده‌اند این‌جا. وقتی به سمت یکی از آب‌خوری‌های صحن جامع رضوی می‌روم، لیوان‌های یک‌بار مصرف نصب‌شده در کنار هر آب‌خوری موضوع جالب دیگری است؛ و دوباره مردمی که فرهنگ استفاده از لیوان‌های یک‌بار مصرف را هم چون تلفن همراه ندارند؛ و لیوان‌های ریخته‌شده در هر سو!

پنج‌‌شنبه، ساعت 10 صبح ضریح حرم رضوی: مردم از سر و کول هم بالا می‌روند تا دست‌شان به فلز نقره‌ای ضریح برسد و گویی اگر این فلز را مس کنند، هم زیارت‌شان به بهترین وجه انجام شده‌است و هم تمام مشکلات‌شان یک‌جا حل می‌شود! و جوان روستایی که ناگهان در وسط جمعیت شیرجه می‌زند و فریاد می‌کشد: "آقا برو کنار، بذار دست من هم برسه!" و من که با کمال میل کنار می‌روم تا گوشه‌ای خلوت بیابم و مشغول شوم به خواندن زیارت‌نامه‌ای و نمازی.

از: مهدی هـ در 8 AM | | لینک به این مطلب
چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385
خداشناسی

شناخت یک موجود به دو صورت امکان می‌پذیرد: یکی شناخت شخصی یا جزئی، و دیگری شناخت کلی. شناخت شخصی در مورد محسوسات به‌وسیله حواس حاصل می‌شود و در غیر محسوسات تنها به صورت علم حضوری و شهودی تحقق‌پذیر است. ولی شناخت کلی نسبت به همه موجودات به‌وسیله مفاهیم عقلی حاصل می‌گردد. مثلاً آگاهی انسان از رنگ‌هایی که می‌بیند و صداهایی که می‌شنود، شناختی شخصی و حسی است؛ و نیز آگاهی انسان از خود و از نیروهای درونی و افعال نفسانی، مانند اراده و محبت خویش، شناختی شخصی و حضوری است. اما شناختن هر یک از ائمه معصومین به عنوان انسان یعنی موجود زنده‌ای که دارای قدرت تعقل و سایر ویژگی‌های انسانی است، شناختی کلی است.

در مورد خدای متعال هم دو نوع شناخت متصور است: یکی شناخت حضوری که بدون وساطت مفاهیم ذهنی تحقق می‌یابد و دیگری شناخت کلی که به‌وسیله مفاهیم عقلی حاصل می‌شود. شناخت‌هایی که به‌وسیله برهان‌های عقلی حاصل می‌شوند (مانند براهینی که فلاسفه و متکلّمین ارائه می‌کنند)، همگی شناخت‌های کلی و حصولی و با واسطه مفاهیم ذهنی است. ولی اگر شناخت شهودی و حضوری برای کسی حاصل شود، خود معلوم بدون وساطت مفاهیم ذهنی، شناخته می‌شود و شاید "رویت قلبی" که در بعضی آیات و روایات به آن اشاره شده است، همین شناخت شهودی باشد؛ و شاید منظور از اینکه "خدا را باید با خودش شناخت، نه با آفریدگانش[1]" نیز چنین شناختی باشد.[2]

پس باید دقت کنیم که هدف قرآن این نیست که شناختی کلی نسبت به خدای متعال و اسما و صفات او به ما بیاموزد؛ بلکه هدف بالاتری دارد، یعنی می‌خواهد "دل" ما را به خدا آشنا کند و ما را به معرفت حضوری و شهودی راهنمائی کند.


[1]- اصول کافی، ج 1، ص85.

[2] - خداشناسی در قرآن، آیت‌الله محمد تقی مصباح، ص30.

از: مهدی هـ در 8 AM | | لینک به این مطلب
سه شنبه هفتم شهریور 1385
ابوعلی‌سینا و ابوریحان

ابوعلی‌سینا در گذشته از ابوریحان شناخته‌تر بود، به طوری که به صورت یک غول فکری در میان ما درآمده ‌بود. ولی ابوریحان به‌تدریج شناخته می‌شود. مقایسه میان این دو شخصیت بزرگ، کار آسانی و بلکه صحیحی نیست، زیرا رشته تخصصی هر یک با دیگری متفاوت است.

تخصص ابوعلی در منطق و حکمت الهی و حکمت طبیعی و طب است، در سایر علوم زمان خویش نیز از ادبیات و فقه و نجوم و موسیقی و غیره وارد بوده و احیاناً در بعضی، مانند لغت عرب شاید متخصص بوده است. اما تخصص ابوریحان در ریاضیات و نجوم و تاریخ و جغرافیا و شناخت ادیان و عقاید ملل است؛ به‌علاوه چند زبان می‌دانسته که ابوعلی نمی‌دانسته است، و به سایر علوم زمان خویش نیز وارد بوده است.

تفاوت دیگر این‌که ابوریحان از ابوعلی موفق‌تر بوده است؛ اولاً عمرش به حدود هشتاد سال رسیده و ثانیاً از یک زندگی آرام و بی‌دغدغه برخوردار بوده، شواغل و موانع نداشته است. می‌گویند در همه ایام سال فقط دو روز تعطیل داشته و باقی همه مشغول تحقیق بوده است. اما ابوعلی برعکس او بوده است؛ اولاً در سن 54 سالگی و حداکثر در 64 سالگی درگذشته است، ثانیاً زندگی پرماجرا و پرمشغله‌ای داشته‌است. متاسفانه بسیاری از وقتش صرف سیاست و وزارت شد. خود او از مشاغل زیاد و نداشتن وقت شکایت می‌کند. ثالثاً اهل عیش و بزم بوده و مقداری از وقتش صرف این کارها شده است بالاخره جانش را روی این دو کار عیاشی و وزارت - گذاشت.

با این‌همه وقتی‌که به محصول کار ابوعلی می‌نگریم و این همه آثار او را می‌بینیم، سخت دچار حیرت می‌شویم که چگونه این مرد در این عمر نسبتاً کوتاه با این زندگانی پرماجرا و پرمشغله، توانسته است این‌همه آثار با این عمق و دقت خلق کند. اگر ابوعلی وقت خویش را صرف وزارت و عیش نمی‌کرد و عمری در حدود ابوریحان پیدا می‌کرد شاید عجیب‌ترین مرد علمی تاریخ بود. افرادی نظیر صدرالمتألهین از این‌که ابوعلی بسیاری از وقت گرانبهای خویش را به‌هدر داده است، سخت متاسف‌اند.

متد تحقیق این دو شخصیت نیز متفاوت بوده است: متد ابوریحان بیشتر تجربی و استقرایی است، اما متد ابوعلی قیاسی و ارسطویی. متد ابوریحان همان است که در حدود هفتصد سال بعد از او، جهان اروپا آن را انتخاب کرد و به‌کار برد.[1]

 


[1] - مقالات فلسفی، متفکر شهید مرتضی مطهری، ص 69 .

از: مهدی هـ در 8 AM | | لینک به این مطلب